خوب بگو واضح بگو عذابتو  ، بریز رو شونه های خستم بریز ... من کوه صبرم من کوه دردم من عذابم بگو بذار بار هر دومون سبک شه من نه مردم نه زن من از جرگه آدمیان نیستم من آتشم من عذابم من منتهای جنونم من اما هیچکس نیستم .... همراز من بیا این یک التماس نیست این نیاز آدمیته و من آدم نیستم اما تو هنوز حیفی که بسوزی بیا کار سوختن رو به من بسپار و تو خودت بساز بیا من روحتو با زخم نوازش میدم بیا تا بفهمی عذاب تازه ابتدای زیستنه

 من کسی هستم که ابلیس رو به زانو در آوردم من لایق آتش بودم اما

تو بگو همراز ... آیا ابلیس حق عاشق شدن بر فرشته را ندارد ؟؟؟؟ تو بگو اگر من ابلیس بودم او چه بود که ابلیس در برابرش به خاک افتاد ؟؟؟ تو بگو همراز ابلیس آدم شد او که فرشته بود چرا ؟؟؟؟ تو بگو شکستن ، سوختن ، جنون حق بر خاک افتاده بود ...؟؟؟؟ من گرگ هار بودم او چه بود فرشته نجات ؟؟؟؟ تو بگو من وحشی ... من خونخوار ...

همراز دارم میمیرم .... همراز.....