عذاب مرده بود تصویر گویای درد او شد عذاب به دست چشمان خمار شب ترور شده بود در گوشه ای دنج با حیله عشق ...

عذاب ایستاده بود فکرش پر تلولو خاطرات رنگین

زمستانهای دور بود و دور درد تک تک سلولهایش را در هم

 فشردعذاب عذابترین بود دیگر راهی جز رفتن نیست بارها

 مرور شده بود او آغاز بدبختی بود و آغاز درد پس باید

 رنج پایان میپذیرفت او باید میگریخت از خود یا از

 تو ... دیگر هیچ چیزی برای از دست دادن نبود همه چیز

 محیای رفتن و کوچیدن از این دیار بود او میرفت بی

همراز ... تنها قصری دیگر او را میطلبید – خندید :

زندان قصر – ترس از هیچ کس نداشت جز خودش ...به صدای

 آژیر فکر کرد و به گریز شبانه او میرفت تا بهای

بودنش را بپردازد گرگها به وجودش افتخار میکردند خدا

 او را تحویل میگرفت پشت میله های حصاری به زیبایی

 قزل حصار آنجا ... برای بودنش دار میبافتند تا در

 نهایت در شبی مهتابی زیر چادر شب با مرگ عاشقانه

برقصند بالای داری از جنس فریب ... 

مرگ اگر مرد است گو نزد من آی تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ

 

 

سپید ترین غزل زندگی دارم میام بانوی من خسته ام

 دارم میام تا سر به دامان تو بمیرم دارم میام به

زودی برای همیشه پیش تو ماندگار میشوم میام که دیگه

هیچکس نتوونه تو رو از من بگیره من بریدم .... اینجا

 آخر خطه افسوس که دیگه وقتی ازم شکایت میکنی استوار

ناظمی نمیاد دستبند بزنه و بگه بازم تو بریم اینبار

 آدمت کنم من خیلی بهش گفتم من با تو آدمم  ، حیف که

 دیگه کلانتریه106  رو از تو خیابون نامجو بردن ، حیف

که دیگه افسر تجسس اردشیر دستیبای اونجا نیست دلم برای

سردیه باتومش تنگ شده یادته ... حیف که منو اینبار

 میبرن قزل حصار تو این سرما اونجا خیلی حال میده مثل

 فصل اسکی یادته دلم برای بازداشتگاه کلانتری تنگ شده 

 دلم تنگ شده میام از آخر داستان به تو میرسم دیدی

محال نیستی ...

 

الو سلام من خودمم الهه شووم مرگ تو اینبار مثه

اوندفعه نیست بگم جوونتو بردار برو

اینبار دیگه نمیگیرم جلوی این دستای سرد حلقه زد دور

 گردنت میمیری از شدت درد

گرگمو گله میبرم از جونتم نمیگذرم گله ای که تو توش

باشی یکسره از دم میدرم

گوشی هنوز تو دستته ؟؟ دگمه قرمزو نزن همون دستی که

 شب و روز بودش تو این دستای من

زمونه شاهده که تو بازم ربودی دلمو اینبار مثه اوندفه

 نیست بگم جونتو بردار برو

گرگمو گله میبرم از جونتم نمیگذرم گله ای که تو توش

باشی یکسره از دم میدرم